به شکل عجیبی زوایای زندگی و آداب و رسوم و نیز رنج و غم رفته بر آنان در دوران اشغال روسها و طالبان و مهاجرت به آمریکا را به تصویر کشانده است. گمان نکنم بر هیچ ملتی مثل مردم افغانستان در طول تاریخ ستم شده باشد. محور این داستان بازی بادبادک است که در میان بچهها در افغانستان مرسوم است. در میان این همه ماجرا از افغانستان داستان مردی، عجیب میخکوبم کرد. فردی که در دوران پادشاهی مظهر زورگیری و تجاوز به کودکان و فساد بوده و در دوران طالبان یکی از سران آنها شده و در بین دونیمهی فوتبال مرد و زنی را رجم میکند و از فرماندهی قتل عام شیعیان هزارهی مزار شریف تعریف میکند و با این که هنوز هم بچههای افغانی را برای آزارهای جنسی میبرد اما خود را نزد طالبان یکی از متدینان نشان داده و میگوید خدا راه این جنایتها را برای احیاء دینش به او نشان داده است. نمیدانم چرا در کنار ذکر آن همه جنایت و بدبختی در افغانستان، این بخش خیلی برای من تکاندهنده بود. آقای خالد حسینی، نویسندهی این کتاب که حالا همهی دنیا آن را به خاطر این کتاب میشناسند، سعی کرده است جزئیات زندگی عادی مردم افغانستان را برای خواننده به خوبی و باشفافیت ترسیم کند.
از دیگر ویژگی های فیلم حضور پرافتخار بازیگر کشورمان همایون ارشادی در نقش پدر امیر بازیگر نقش اول است. ارشادی با این اثر نام خود را در تاریخ سینمای ایران به ثبت رساند.

همایون ارشادی که با فیلم طعم گیلاس شناخته شد و حتی عامل انتخابش در این فیلم نیز همان بازی او در طعم گیلاس و جلوی دوربین کیارستمی بوده است در این فیلم به زیبایی نقشش را برای فیلم «مارک فورستر» ایفا کرده .فیلم بر اساس رمانی به همین نام از خالد حسینی ساخته شده است.